محاوره ى انسان با خدا - تاریخ: 1396/7/15 ساعت: 10:50
محاوره ى ميان خدا و انسان خداوند جهان را ز یک آب و گل آفریدم تو ایران و تاتار و زنگ آفریدی من از خال پولاد ناب آفریدم تو شمشیر و تیر و تفنگ آفریدی ! تبر آفریدی نهال چمن را قفس ساختی طایر نغمه زن را انسان تو شب آفریدی چراغ آفریدم سفال آفریدی ایاغ آفریدم بیابان و کهسار و راغ آفریدی خیابان و گلزار و با...
دختر زشت - تاریخ: 1396/7/2 ساعت: 12:04
دختر زشت خدايا ! بشكن اين آیينه ها را كه من از ديدن آیينه سيرم مرا روى خوشى از زندگى نيست ولى از زنده ماندن نا گزيرم از آن روزى كه دانستم سخن چيست همه گفتند : اين دختر چه زشت است كدامين مرد او را مى پسندد؟ دريغا ! دخترى بى سرنوشت است چو در آيينه بينم روى خود را در آيد از درم غم با سپاهى مرا روز سياه...
گريستم - تاریخ: 1396/7/2 ساعت: 12:04
گريستم رفتی و بی تو در دل شبها گریستم شبها به یاد روی تو ، تنها گریستم هر شب چو شمع مجلس رندان پاکباز یا سوختم به خلوت غم یا گریستم دور از تو ای شکوفه ی گل ! در خزان عمر چون ابر نوبهار به هر جا گریستم لب تا نهاد ساغر می بر لب تو دوش من سوختم ز رشک و چو مینا گریستم شهری به ناله اند و من از خویشتن به ...
رمز آشنا - تاریخ: 1396/7/2 ساعت: 12:04
رمز آشناى معنى رمز آشناى معنى هر خيره سر نباشد طبع سليم فضل است ارث پدر نباشد غفلت بهانه مشتاق خوابت فسانه مايل بر ديده سخت ظلم است گر گوش کر نباشد افشاى راز الفت بر شرم واگذاريد نگشايد اين گره را دستى که تر نباشد بر آسمان رسيديم راز درون نديديم اين حلقه شبهه دارد بيرون در نباشد خلق و هزار سودا ما و...
زائر - تاریخ: 1396/7/2 ساعت: 12:04
زائر درمانده از این دنیا من بی تو و تو تنها تو گمشده ی صحرا من تشنه ی گشتن ها من خسته ی رفتن ها تو قفل همه در ها من ریشه ى این خاکم تو لحظه ى چیدن ها بوئیدن و بگذشتن از باغ اقاقی ها از اشک گل لاله پيوستن دریاها من لحظه ى دیدارم تو وقت گذشتن ها تو زخمه ی هر سازی من ناله ى رفتن ها در ساکت چشمانت فریاد...
عندليب - تاریخ: 1396/7/2 ساعت: 12:04
عندليب گر به اینگرمی است آه شعلهزای عندلیبشمع روشن میتوانکرد از صدای عندلیب آفت هوش اسیران برق دیدار است و بس میزند رنگگل آتش در بنای عندلیب پنبه ى شبنم بهگوش غنچه داغ لاله شد بیش از این نتوان شنیدن ماجرای عندلیب عشق را بیدستگاه حسن شهرت مشکل است از زبان برگ گل بشنو نوای عندلیب جای آن دردى که چون سن...
شمع - تاریخ: 1396/7/2 ساعت: 12:04
شمع تا سحر ای شمع بر بالین منامشب از بهرخدا بیدار باش سایه ى غم ناگهان بردل نشست رحم کن امشب مرا غمخوار باش کام امیدم بخون آغشته شد تیرهای غم چنان بر دل نشست کاندر این دریای مست زندگی کشتی امید من بر گل نشست آه! ای یاران به فریادم رسید ورنه مرگ امشب به فریادم رسد ترسم آن شیرینتر از جانم ز راه چون به...
چراغ لاله - تاریخ: 1396/7/2 ساعت: 12:04
چراغ لاله چون چراغ لاله سوزم در خیابان شما ای جوانان عجم جان من و جان شما غوطه ها زد در ضمیر زندگی اندیشه ام تا بدست آورده ام افکار پنهان شما مهر و مه دیدم نگاهم برتر از پروین گذشت ریختم طرح حرم در کافرستان شما تا سنانش تیزتر گردد فرو پیچیدمش شعله اى آشفته بود اندر بیابان شما فکر رنگینم کند نذر تهید...
گناه پر لذت - تاریخ: 1396/7/1 ساعت: 18:26
گناه پر لذت گنه کردم گناهی پر ز لذت کنار پیکری لرزان و مدهوش خداوندا ! نمی دانم چه کردم در آن خلوتگه تاریک و خاموش در آن خلوتگه تاریک و خاموش نگه کردم به چشم پر ز رازش دلم در سینه بی تابانه لرزید ز خواهشهای چشم پر نیازش در آن خلوتگه تاریک و خاموش پریشان در کنار او نشستم لبش بر روی لبهایم هوس ریخت ز ...
از بوسه بهتر - تاریخ: 1396/7/1 ساعت: 18:26
از بوسه بهتر گر بوسه می خواهی بیا ! یک نه دو صد بستان برو اینجا تن بیجان بیا ! زینجا سراپا جان برو صد بوسه ی تر بخشمت از بوسه بهتر بخشمت اما ز چشم دشمنان پنهان بیا پنهان برو هرگز مپرس از راز من زین ره مشو دمساز من گر مهربان خواهی مرا حیران بیا حیران برو در پای عشقم جان بده ! جان چیست بیش از آن بده !...
سرود قرن - تاریخ: 1396/7/1 ساعت: 18:26
سرود قرن مخوان آواز ای دختر ! صدای نغمه ی مستانه ات را در گلو بشکن پسر آواز عشق انگیز را بس کن ! سرود لحظه های کامیابی را بدور افکن تو ای دختر که شور نغمه از لبهات لبریز است ؛ برای نغمه هایت فکر دیگر کن تو ای مرد جوان ! کز کام ها در سینه ات بانگی طربخیز است ؛ سرود قرن را سر کن ! بخوان آواز اما همره ...
آزار - تاریخ: 1396/7/1 ساعت: 5:14
آزارش كنم يا رب مرا يارى بده ، تا خوب آزارش کنم هجرش دهم، زجرش دهم، خوارش کنم ، زارش کنم از بوسه هاى آتشين ، وز خنده هاى دلنشين صد شعله در جانش زنم ، صد فتنه در کارش کنم در پيش چشمش ساغرى ، گيرم ز دست دلبرى از رشک آزارش دهم ، وز غصه بيمارش کنم بندى به پايش افکنم ، گويم خداوندش منم چون بنده در سوداى ...
ستاره - تاریخ: 1396/7/1 ساعت: 5:14
ستاره ستاره دیده فرو بست و آرمید بیا شراب نور به رگ های شب دوید بیا ز بس به دامن شب اشک انتظارم ریخت گل سپیده شکفت و سحر دمید بیا شهاب ِ یاد تو در آسمان خاطر من پیاپی از همه سو خطّ زر کشید بیا ز بس نشستم و با شب حدیث غم گفتم ز غصّه رنگ من و رنگ شب پرید بیا به وقت مرگم اگر تازه می کنی دیدار بهوش باش ...
كشيده دامان - تاریخ: 1396/7/1 ساعت: 5:14
کشيده دامان زخار زار تعلق کشيده دامان باش به هر چه مى کشدت دل از آن گريزان باش قد نهال خم از بار منت ثمرست ثمر قبول مکن سرو اين گلستان باش در اين دو هفته که چون گل درين گلستانى گشاده روى تر از راز مى پرستان باش تميز نيک و بد روزگار کار تونيست چو چشم آينه در خوب و زشت حيران باش ز گريه شمع به پروانه ى...
پروانه - تاریخ: 1396/6/31 ساعت: 14:54
پروانه پروانه، اى از عشق و ناكامى نشانه اى يادگار عاشقى در اين زمانه در شعله مى سوزد پرت ، پروا ندارى؟ پرواى جان در حسرت فردا ندارى؟ سودا مكن جان در بهاى آشنايى ديگر ندارد آشنايى ها بهايى پروانه، اين دلها دگر درد آشنا نيست در بزم مستان هم ، دگر درد آشنا نيست پروانه، ديگر باده ها مستى ندارد جز اشك حس...
زندگى - تاریخ: 1396/6/31 ساعت: 14:54
آخرين فريب گر آخرين فريب تو ، اى زندگى نبود اينک هزار بار ، رها کرده بودمت زان پيشتر که باز مرا سوى خود کشى ...، در پيش پاى مرگ ، فدا کرده بودمت هر بار کز تو خواسته ام برکَنم اميد آغوش گرم خويش به رويم گشاده اى دانسته ام که هر چه کنى جز فريب نيست اما درين فريب ، فسونها نهاده اى در پشت پرده ، هيچ ندا...
خسته - تاریخ: 1396/6/31 ساعت: 14:54
دل شكسته رفتى دلم شكستى ، اين دل شكسته بهتر پوسيده رشته ى عشق ، از هم گسسته بهتر من انتقام دل را هر گز نگيرم از تو اين رفته راه نا حق ، در خون نشسته بهتر در بزم باده نوشان اى غافل از دل من بستى دو چشم و گفتم ، ميخانه بسته بهتر چون لاله هاى خونين ريزد سرشكم امشب بر گور عشق ديرين ، گل دسته دسته بهتر آ...
عشقى - تاریخ: 1396/6/31 ساعت: 14:54
عشقى عشقی که درد عشق وطن بود درد اواو بود مرد عشق که کس نیست مرد او چون دود شمعِ کُشته که با وی دمیست گرم بس شعله ها که بشکفد از آه سرد او بر طرف لاله زار شفق پر زند هنوز پروانه ى تخیل آفاق گرد او او فکر اتحاد غلامان به مغز پخت از بزم خواجه سخت به جا بود طرد او آن نرد باز عشق که جان در نبرد باخت برد...
اشك شبنم - تاریخ: 1396/6/31 ساعت: 14:54
دامن کشان همی شد در شرب زر کشیده صد ماه روز رشکش ، جیب قصب دریدهاز تاب آتش مى بر گرد عارضش خوى چون قطره هاى شبنم بر برگ گل چكيده ( حافظ شیرازی ) [ بهار، در آن شب ، زیبا به نظر می رسید ، خود را با لباسی سراسر سپید ، آراسته کرده بود که در آن چون ماه آسمان پرتو افشانی می کرد ، ناگهان ابر شروع به باریدن...
بخت نو رسيده - تاریخ: 1396/6/31 ساعت: 14:54
بخت نو رسيده آمد شبی به بزمم آن بخت نو رسیده شادی کنان چو مرغی کز دامگه پریده اندام او پرندین، چون یاس نو شکفته ابروی او هلالی، چون ماه نو دمیده رخسارش از لطافت، مهتاب نو بهاری لبهایش از طراوت، چون غنچه ى نچیده در باغ چون خرامد، غوغای عشق خيزد بلبل ترانه گویان، گل پیرهن دریده نیلوفر از پس باغ، سر می...