سرگذشت
-
تاریخ: 1396/6/31 ساعت: 14:54
سر گذشت و من ماندم و قصه ی سرگذشت و طوفان عمری که از سر گذشت و دردی که جز مرگ درمان نداشت و مرگی که هر لحظه بر در گذشت و قابی که تصویر او رنگ باخت و بی رنگ بر لوح باور گذشت و روزی که در زورق التهاب به دریایی از خون و خنجر گذشت و مردابی از ابر رحمت به دور تب آلوده از هول تندر گذشت و پروانه ای در شبست...
حلقه ى زر
-
تاریخ: 1396/6/31 ساعت: 14:54
حلقه ى زر دخترك خنده كنان گفت كه چیست راز این حلقه ى زر ؟ راز این حلقه كه انگشت مرا این چنین تنگ گرفته است به بر راز این حلقه كه در چهره ى او ؛ اینهمه تابش و رخشندگی است مرد حیران شد و گفت : حلقه ى خوشبختی است ؛ حلقه ى زندگی است همه گفتند : مبارك باشد ! دخترك گفت : دریغا كه مرا باز در معنی آن شك باش...
غير
-
تاریخ: 1396/6/31 ساعت: 14:54
غير تو را با غیر می بینم صدایم در نمی آیددلم می سوزد و کاری ز دستم بر نمی آید نشستم باده خوردم خون گرستم کنجی افتادم تحمل می رود اما شب غم سر نمی آید توانم وصف جور مرگ و صد دشوارتر زان لیک چه گویم جور هجرت چون به گفتن در نمی آید چه سود از شرح این دیوانگی ها ، بی قراری ها ؟ تو مه ، بی مهری و حرف منت ...
ناهید یوسفی ( هر کس به طریقی دل ما می شکند )
-
تاریخ: 1396/6/30 ساعت: 16:07
معرفى يك شاعر⏬ ناهید یوسفی ( هرکس به طریقی دل ما میشکند ) احتمالاً این رباعی معروف را جايى خوانده و یا از دیگران شنیده اید : هر کس به طریقی دل ما میشکند بیگانه جدا دوست جدا میشکند بیگانه اگر میشکند حرفی نیست از دوست بپرسید چرا میشکند حال شما بی آنکه نام شاعرش را بدانید از این رباعی که محبوبيت و معرو...
پرى دريايى
-
تاریخ: 1396/6/30 ساعت: 16:07
پرى دريايى نگاه آبی و گرم تو مست و رویایى است وجود نازک و نرمت در اوج زیبایی است مرو به باغ که گل شرم می کند ز رخت لبان سرخ تو چون غنچه شکوفایی است ز لطف حور بهشتی به پای تو نرسد بلور گردن تو مظهر فريبايى است پناه سینه ی گرم تو خوابگاه من است حریر نرم تن تو سرای تنهایی است چه گویم از بدن نرم و گرم و...
افسونگر
-
تاریخ: 1396/6/30 ساعت: 16:07
( تقديم به محمد عاصمی ، نویسنده ى کتاب " سیما جان " كه فریاد عاشقانه اش احساس شاعرانه ای در دل خوانندگان کتاب برانگیخت ) افسونگر سپید است و عريان تن مرمرش برهنه است سرتاسر پیکرش چو ماهی که تابیده در آسمان فرو خفته با ناز در بسترش تن او سپید است چون مه ولی به رنگ سیاهست موی سرش بلند است گيسوی نرمش چو...
جفا كرده
-
تاریخ: 1396/6/30 ساعت: 16:07
جفا كردهای یار جفا کرده ى پیوند بریده ! این بود وفاداری و عهد تو ندیده ؟ در کوی تو معروفم و از روی تو محروم ! گرگ دهن آلوده و یوسف ندریده ما هیچ ندیدیم و همه شهر بگفتند افسانه ى مجنون به لیلی نرسیده در خواب گزیده لب شیرین گل اندام از خواب نباشد مگر انگشت گزیده بس در طلبت کوشش بی فایده کردیم چون طفل ...
دامن كشان
-
تاریخ: 1396/6/30 ساعت: 16:07
غزلیات حافظ دامن كشان دامن کشان همیشد در شرب زرکشیده صد ماه رو ز رشکش جیب قصب دریده از تاب آتش می بر گرد عارضش خوی چون قطرههای شبنم بر برگ گل چکیده لفظی فصیح شیرین قدی بلند چابک رویی لطیف زیبا چشمی خوش کشیده یاقوت جان فزایش از آب لطف زاده شمشاد خوش خرامش در ناز پروریده آن لعل دلکشش بین وان خنده دل آ...
نگاه
-
تاریخ: 1396/6/30 ساعت: 16:07
نگاهم را نمی بینی زبانم را نمی فهمی نگاهم را نمی بينى ز اشکم بی خبر ماندی و آهم را نمی بینی سخن ها خفته در چشمم نگاهم صد زبان دارد سیه چشما! مگر طرز نگاهم را نمی بینی سیه مژگان من! موی سپیدم را نگاهی کن سپید اندام من! روز سیاهم را نمی بینی پریشانم ! دل حسرت نصیبم را نمی جویی پشیمانم ! نگاه عذر خواهم...
در خاطر منى
-
تاریخ: 1396/6/30 ساعت: 16:07
در خاطر منی ای رفته از برم به دیاران دور دست! با هر نگینِ اشک، بچشم تر منی هر جا که عشق هست و صفا هست و بوسه هست در خاطر منی هر شامگه که جامه ی نیلینِ آسمان پولک نشان ز نقش هزاران ستاره است هر شب که مه چو دانه ی الماس بی رقیب ؛ بر گوش شب به جلوه چنان گوشواره است آن بوسه ها و زمزه های شبانه را یاد آو...
پيكر تراش پير
-
تاریخ: 1396/6/30 ساعت: 16:07
پیکر تراش پیر پیکر تراش پیرم و با تیشه ى خیالیک شب تو را ز مرمر شعر آفریده ام ! تا در نگین چشم تو نقش هوس زنم ناز هزار چشم سیه را خریده ام بر قامتت که وسوسه ى شستشو در اوست.. ؛ پاشیده ام شراب کف آلود ماه را تا از گزند چشم بدت ایمنی دهم دزدیده ام ز چشم حسودان، نگاه را تا پیچ و تاب قد تو را دلنشین کنم...
اشك مهتاب
-
تاریخ: 1396/6/30 ساعت: 16:07
اشك مهتاب تو دیروز بر چشم من چشم بستی به صد ناز در دیده ى من نشستی مرا با دو چشمی که آتشفشان بود نگه کردی و خنده بر لب شکستی ز چشم سیه مست ناز آفرینت به جان و تنم مستی خواب می ریخت نگاهت چو می تافت بر دیده ى من به شام دلم موج مهتاب می ریخت چو لبخند روی لبت موج می زد دل من از آن موج طوفان سرا بود چو ...
شبنم
-
تاریخ: 1396/6/30 ساعت: 16:07
شبنم شب از آغوش گل بالین و بستر می کند شبنمسحرگاهان سفر با دیده ی تر می کند شبنم نگاه گرم جانان بال پرواز است عاشق را به سوی آسمان پرواز بی پر می کند شبنم اگر چون قطره اشکی شب ز چشم آسمان افتد سحر از چشمه ی خورشید سر بر می کند شبنم مرا از این دل ناکام شرم آید چو می بینم شبی تا صبح در آغوش گل سر می ک...