معاشران
معاشرانمعاشران گره از زلف یار باز کنیدشبی خوش است، بدین قصه‌اش دراز کنیدحضور خلوت اُنس است و دوستان جمعندو انْ یکاد بخوانید و در فراز کنیدرَباب و چنگ به بانگ بلند می‌گویندکه گوش هوش به پیغام اهل راز کنیدبه جان دوست که غم پرده بر شما ندردگر اعتماد بر الطاف کارساز کنیدمیان عاشق و معشوق فرق بسیار استچو...
نوبهار
مخاطبین محترمپیشاپیش عید سعید باستان را به شما و خانواده‌‌ی محترمتان تبریک عرض می‌کنم.ان شاءالله سال تازه (۱۴۰۳) سالی پربرکت و پررونق برای تک‌تک ایرانیان عزیز در سرتاسر جهان باشد.امیدوارم همواره در پناه خدا موفق و موید باشید.شروع کار سال نو با حافظ شیرازینوبهار نوبهار است در آن کوش که خوشدل باشیکه ب...
خنده‌ی گل
خنده‌ی گلسرِ آشفته ز دستار بسامان نشودجمع گردیدن کف لنگر طوفان نشودگل چو خندید، محال است، دگر غنچه شود!سر چو آشفته شد از عشق، بسامان نشودشوخی حسن عیان می‌شود از پرده‌ی شرمبرق از ابر محال است، نمایان نشودپنبه‌ی نازده حلاج ز حق می‌خواهدمغز منصور محال است، پریشان نشوددزد را خاطر آگاه شب مهتاب استدل روش...
پایان شب
پایان شبپایان شب سخن سراییمیگفت ز سوز دل هماییفریاد كزین رباط كهگلجان میكنم و نمیكنم دلمرگ آخته تیغ بر گلویممن مست هوا و آرزویمروزم سپری شده است و سوداامروز دهد نوید فردامانده است دمی و آرزوسازمن وعدهی سال میدهم بازآزردهتنی فسردهجانیدر پوست كشیده استخوانیدر حنجرهام به تنگ انفاساز فربهیام نشانه آماسب...
کوروش صفوی درگذشت
به گزارش روابط عمومی، دکتر کورش صفوی، استاد بازنشسته گروه زبان شناسی دانشکده ادبیات فارسی و زبان های خارجی دانشگاه علامهطباطبائی در ۶۷ سالگی، دار فانی را وداع گفت.دکتر صفوی، زادهی ۶ تیر ۱۳۳۵ در تهران بود. تحصیلات ابتدایی و متوسطه خود را در آلمان و اتریش به پایان برد و در سال ۱۳۵۰ به تهران بازگشت. به...
دل دیوانه
قاآنی؛ استعدادی که صرف تملقگوییهای شاهان قاجار شد و در راه چاپلوسی بههدر رفت، افسوس از آن طبع خدادادی!دل دیوانهدل دیوانه که خود را بهسر زلف تو بستهاستکس بر او دست نیابد که سر زلف تو بستهاستچهکند، طالب چشمت که ز جان دست نشوید؟بوی خون آید از آن مست که شمشیر بهدست استبهامیدی که شبی سرزده مهمان من آییچش...
سربهعدم
سربهعدمسربهعدم درنه و یاران طلببوی وفا خواهی از ایشان طلببر سر عالم شو و هم جنس جویدر تک دریا رو و مرجان طلبمرکز خاکی نبود جای تومرتبهی گنبد گردان طلبمائدهی جان چو نهی در میانجان به میانجی نه و مهمان طلبروی زمین خیل شیاطین گرفتشمع برافروز و سلیمان طلبای دل خاقانی مجروحخیزاهل به دستآور و درمان طلبزهر...
مپرس!
مپرس، شادی من حاصل از کدام غم استکه پشت پردهی عالم هزار زیر و بم استزيان اگر همهی سود آدم از هستی ستجدال خلق چرا بر سر زياد و كم استاگر به ملک رسیدی جفا مکن به کسیکه آنچه کاخ تو را خاک میکند ستم استخبر نداشتن از حال من بهانهی توستبهانهی همهی ظالمان شبیه هم استکسی بدون تو باور نکرده است مراکه با تو ن...
عریانی
ز پیراهن برون آ، بیشکوهی نیست عریانیجنون کن تا حبابی را لباس بحر پوشانیگل آیینه را روی تو بخشد رنگ حیرانیدهد زلفت به دست شانه اسباب پریشانیدر بربسته میگوید رموز خانهی ممسکسواد تنگی دل روشن است از چین پیشانیتو از خود ناشناسی حق عزت کردهای باطلدر آن محفل که خاکی تیره دارد آب حیوانیز اظهار کمالم آب میب...
مردان خدا
مردان خدا!مردان روزگار خدا را شناختندبر دیو نفس با سپه عقل تاختندهنگام رٓزم بیم ز دشمن نداشتندخود را به روز حادثه هرگز نباختندتسلیم رأی و حکم قضا و قدر شدندبر قلعهی سکوت عَلَم بر فَراختندچون شمع بهر گرمی هر جمع سوختندچون زٓر به بوتههای محبت گداختندبا شوق دل به درگه باقی شتافتندبر روی آب خانهی فانی ن...
چوب ملامت
چوب ملامت!عشق مرا باز صدا میزند گل به سراپردهی ما میزندساز مخالف نزند هیچگاهنغمهی جان را به نوا میزندگرچه نکردیم به غیر از وفا یار به ما تیر جفا میزنددشمن اگر هرچه کند، کرده است دوست چرا سنگ به ما میزندصید من آمد بنگر، بخت بدجای هدف تیر کجا میزنداین دل هرجایی خود را بگیر بوسه به هر بیسروپا میزندمن ک...
فریاد من!
رمز دفع بلا!با این همه نگاه که دنیایی از غم است گویی تمام سال در اینجا مٌحرم استآن نوعروس حجلهی قسمت که خوشدلیستجز ما به هرکه هست در این شهر مٓحرم استجمعی نشستهاند سرِ خان عیش و نوشهل من مزید گوی که روزی ما کم استدل را چگونه باز توان برد سوی عشقوقتی که این حدیث فراموش عالم استما را ولی نصیب ز خمخانه...
لوح خاطر
ملکهی شعر ایران؛ سیمین بهبهانیلوح خاطرای آنکه گاهگاه ز من یاد میکنیپیوسته شاد زی که دلی شاد میکنیگفتی: برو، ولیک نگفتی کجا روداین مرغ پرشکسته که آزاد میکنیپنهان مساز راز غم خویش در سکوتباری، در آن نگاه، چو فریاد میکنیای سیل اشک من! ز چه بنیاد میکنی؟ای درد عشق او! ز چه بیداد میکنی؟نازکتر از خیال منی،...
قاسم سلیمانی
شهادت قاسم سلیمانیای گره خورده وطن با نامتخوشبهحال تو و این فرجامتسیلی داغ تو را بیتردیدمیچشد دشمن خونآشامتاسطورهی همیشهی سرزمینم!شهادت مبارک!دکترمریم هاشمیمقدم تلگرام ۱۳۹۸/۱٠/۱۳@maryammoghaddam74فضل الله نکولعل آزادWww.fazlollahnekoolalazad.blogfa.com
نیایش
نیایشای کردگار من!امشب غمی درون دلم موج می زندامشب درون سینه ی من آتش غم استامشب سکوت از ته دل نعره می زند!امشب درون دیده ی من اشک ماتم است*جانم به لب رسیده از این دهر کج مداررو کرده ام به درگه تو، ای
بی خبر
چه نماز باشد آن را که تو در خیال باشی تو صنم نمی گذاری که مرا نماز باشد (سعدی شیرازی ) [ به کسانی که می بایست دین را به عنوان واقعیت بپذیرند ]بی خبرای بی خبر! بگو که دل باخبر کجاست؟گوش سلیم و ساده¹
آیینه
آیینهآیینه بر خاک زد صنع یکتاتا وانمودند کیفیت مابنیاد اظهار بر رنگ چیدیمخود را به هر رنگکردیم رسوادر پرده پختیم سودای خامیچندانکه خندید آیینه بر مااز عالم فاش بیپرده گشتیمپنهان نبودن، کردیم پیدا
تساوی های اجباری
* دوم بهمن روز مرحوم خسرو گلسرخی علت مرگ: حکم اعدام از سوی بیدادگاه شاه* به: خسرو گلسرخیتساوی های اجباریسلام ای سرو! اى آزاده! اى كاج بلند تشنه ى عريان!سلامى گرم برتو! بر تو اى درد آشنا! اى همنواى روح
تنها تویی
معرفی یک شاعر و نویسنده و خواننده : منصوره اتابکی «زهره»منصوره ی اتابکی « زهره » در تاریخ ۱۳٠۱ و یا به گفته ی برخی ۱۲۹۸ هجری شمسی در شهر تهران دیده به جهان گشود .من برای اولین بار شرح حال و شعرهای ایش