سوگواران ديده خون | بلاگ

سوگواران ديده خون

تعرفه تبلیغات در سایت
 

         سوگواران دیده خون

مى تپد در نبض خورشيد اضطراب

مى خروشد العطش از ناى آب

باد مى تازد خروشان رعد گون

مى برد صحرا به صحرا بوى خون

تشنگى در جام دلها ريخته

با مى گلگلون عشق آميخته

گشته اسبان با سواران هم نفس

رفته تا اوج فلك بانگ جرس

باد گيسوى شرر را هشته است

با نفس هاى زمين آغشته است

سنگ تا سنگ زمين گريان شده

مهر تا ماه آسمان افغان شده

نخلها گيسو پريشان كرده اند

غنچه ها سر در گريبان كرده اند

آسمان اينجا نمى بارد مگر ؟

نيستش از تشنگان آيا خبر ؟

عاشقان شمشير بر تن سوده اند

مرزهاى مرگ را پيموده اند

كوفيان بر بستر شب خفته اند

شور بيدارى زچشمان رفته اند

اسبهاى جهل را زين كرده اند

خويش را با خفت آزين كرده اند

رايت شب بر زمين افراشته

صبح را مقهور خويش انگاشته

از سراب وهم مى نوشند آب

كيست آيد در شكار آفتاب

چشم شو اى آسمان اى آسمان

ديده از هر سوى آور اين كران

كوفيان در جام مى خون كرده اند

گوى كفر از گبر و ترسا برده اند

بر گلستان پيمبر تاخته

خرمن از گل هاى پرپر ساخته

آتش ظلمى چنان افروختند

كز شرارش هفت دريا سوختند

تشنه تر از كام صحراهاست او

پر تلاطم تر ز درياهاست او

پيكرش باغى است از گل هاى سرخ

كيست اين، صحراست يا درياى سرخ

سينه دريا گون و قامت كوهوار

زخم ها دارد به تن چون لاله زار

مرگ از او شور صحرايى گرفت

عشق از او رنگ تنهايى گرفت

آسمان دشت شيدايى است او

آيتى در عشق، غوغايى است او

بر ستيغ تيغ تا افراشت سر

زآسمان خورشيد پنهان داشت سر

اين حسين ، اين شوكت ارض و سماست

اين امام با شكوه كـربلاست

شاعر : صديقه وسمقى

Www.lalazad.blogfa.com.

Www.fazlollahnekoolalazad.blogfa.com

سوگواران,...
نویسنده : بازدید : 1 تاريخ : شنبه 15 مهر 1396 ساعت: 10:50