درد زندگی | بلاگ

درد زندگی

تعرفه تبلیغات در سایت
درد زندگی

دست از گلوی نفس هایم بردارید

دیگر طاقتی در دستانم نمانده 

تا قولنج زندگی را بشکنم

اندکی از عمر دنیا باقی مانده و

اندکی از مهلت من نیز

گذشته است

پدری در آسمان و  

فرزندی در من بی تابی می کنند

هر چه انتظار کشیدم

و هر چه از زمان گذشتم

زمان در زمین 

گردید و

از من نگذشت 

تاریخ تکرار شد و باز

دفتر زندگی 

با گناه و افسوس عشق 

آتش گرفت

باید زمین را به جهنم بسپارم 

تا زمان و تاریخ و گناه

در هم بسوزند

وقت تنگ است

باید تا بیکران دریا

تسلیم پدر شوم

شاعر : دکتر نسرین سید زوار

Www.fazlollahnekoolalazad.blogfa.com

+ نوشته شده در  شنبه ۷ بهمن ۱۳۹۶ساعت 12:23  توسط فضل الله نكولعل آزاد  | 
...
نویسنده : بازدید : 1 تاريخ : يکشنبه 8 بهمن 1396 ساعت: 22:01